Text Box:  نوای خوش آشنايی نگر

پس از دو هفته سکوت احمد خاتمی که شايد توانسته بود ازشوک شکست چهار  کانديدای بيت رهبری، رها شود، در خطبه ‌نمازجمعه هيجده تير با بیان اینکه "اعتدال‌ گرایی در مواضع سیاسی، مقام معظم رهبری هستند". و برای اين که کمی از خشم خود بکاهد، و عکس العملی  در برابر روحانی نشان دهد میگويد "شعار اعتدال‌ گرایی باید تفسیر شود تا مورد سوء استفاده عده‌ای قرار نگیرد." 
افرادی که ازبد روزگار برکرسی قدرت تکيه زده اند و توانايی حل و فصل مشکلات مربوط به آن را ندارند، برای توجيه ناتوانی های خودسخنانی بر زبان ميآورند تا شايد بتوانند ضغف خود را مخفی سازند، غافل از اين هستند که گفتار بدون منطق آنان ميزان ناتوانايی و بينش آنها را آشکارترميسازد. "دشمن فکر میکرد حداکثر 25 درصدازمردم پای صندوق رأی ميآيند اما شما آنها را مات و مبهوت کردید و حضور بیش از 72 در صدی مردم پای صندوق ‌های رأی آمدند که ناشی از لطف خداوند و بصیرت مردم بود".
انتخابات روز 24 خرداد نشانه واقع گرايی و بينش مردمی است که با هيجده ميليون رأی خود به روحانی پيامی به رهبر دادند که با عملکرد خود "مشروعيتی برای رهبری مردم ايران ندارد" زيرا اگر چنين نبود با تبليغات و حمايتی که آنها از تفکر رهبری ميکردند، اين آراء ميبايست به نام يکی از کانديدا های رهبر به صندوق ها ريخته ميشد، در آن صورت رهبر ميتوانست ادعا کند که مردم به خاطر درخواست او حماسه آفريده اند.
حلقه مجريان اوامر رهبری از آن جمله احمد خاتمی سربه زير برف فرو برده از اوضاعی که به سبب نادانی رئيس جمهور" آقا " و ندانم کاری کل نظام که "آقا" افتخار رهبری آنرا دارد برای مردم و کشور ايران به وجود آورده اند آگاهی ندارد، يا اينکه برای ادامه عضويت خود در مجلس خبرگان و امام جمعه بودن که منشاء تحارت و ثروت اندوزی خود او و وابستگان او ميباشد، را از دست ندهد. 
سده های متمادی است که اقوام مختلف ايرانی در کنار يکديگر با مهر و دلبستگی به ژادگاه خود ايران در کنارر يکديگر مسالمت جويانه زندگی میکنند،  در غم و شادی يکديگر شريک و در موارد ضروری در کنار هم ازحاکميت ملی و سرزمين خود در برابر بيگانگان و خودکامگان داخل دفاع ميکردند. اما امروز چطور؟ با سرنوشتی که نظام اسلامی در 35 سال گذشته برای آنها رقم زده است امروز منتظر هستند شرايطی پيش آيد تا اعلام جدايی از سرزمين و خانه نياکان خود بنمايند. کدام يک از شما دلسوخته گان کاذب که با دادن رشوه و واگذاری کارخانه های متعلق به مردم برای پاسداری از قدرت و ادامه سلطه خود گروهی سپاهی و بسيجی و هزاران آدمکش (لباس شخصی ) را سازماندهی کرده ايد که حتی کوچکترين صدای مخالف خود را در گلو خفه می نمايند. و هرگاه اعتراضی به عملکرد شما کنند، فرمان بازداشت، زندان و شکنجه و اعدام آنها را صادر ميکنيد.
شماراعدامهای اقوام کرد، آذری، بلوچی وعرب زبان، اهل تسنن و سيستانی هر روزافزايش میيابند. همه اقوام ايرانی از خود  میپرسند اينان چه مأموريتی دارند؟ آيا هدف اوليه به قدرت رسيدن آنان تجزيه ايران بوده است که اکنون شرايط اجرايی آنرا فراهم ميسازند؟ هدف رئيس قوه قضائيه منتخب خامنه ای از اين که: " اول اسلام مورد نظر است بعد ايران " آيا در راستای اجرای همين هدف نميباشد؟
شريعتمداری بازجو و شکنجه گر زندان اوين و مدير روزنامه کيهان ارگان رهبر برای اينکه از طرف رهبر به  روحانی اولتيماتوم دهد آگاه باشد که رهبرهنوز بر اساس ياسای چنگيزی (قانون اساسی نظام اسلامی) توانايی آن را دارد که با انتخاب هيچ شخصيت اصلاح طلب در کابينه موافقت نکند، يا او را با کودتای ديگر چون سال 88  چون موسوی خلع نمايد. می نويسد: " اصحاب فتنه ميدانند که روحانی با فتنه امريکايی  اسرائيلی سر همراهی و پيوند ندارد، و هرگزحاضر نخواهد بود در کابينه خود کسانی را بپذيرد که داغ ننگ حضور در فتنه 88 را بر پيشانی دارند." (زيرا ميداند نظام غير مشروع "آقا" اين بار توانايی اين کار را ندارد.) "بنابراين هرگزحاضر نخواهد شد درکابينه خودکسانی را بپذيرد که داغ ننگ حضور در فتنه ۸۸ را بر پيشانی دارند. و آنچه از شواهد و قرائن موجود برمیآيد، اين است که جبهه اصلاحات آقای دکتر عارف را برای اين منظور نشان کرده است. دکتر عارف شخصيتی متين و قابل قبول دارد و به دلسوزی برای اسلام و نظام شناخته ميشود اگرچه بنظر ميرسد که هنوز به ابعاد جنايت بزرگی که اصحاب فتنه مرتکب شده‌اند آنگونه که انتظار ميرفت و ميرود پی ‌نبرده است و سابقه ای نيزاز حضور درفتنه امريکايی  اسرائيلی - انگليسی 88 را نبر ندارد."
از اين سخنگوی رسانه ای رهبر بايد پرسيد " آيا سيد محمد خاتمی رئيس جمهور هشت ساله پيش از معجزه احمدی نژاد، که هر دو بار با اکثريت زياد برخلاف نظر رهبر انتخاب شده بود، آيا فتنه ای مشابه 88 بود که کرارا تأييد و تأکيد ميکرده که " او فقط يک تدارکاتچی بوده است" يعنی همه دستورات از آن جمله قتل های زنجيره ای در داخل و خارج کشور بدون اطلاع رئيس جمهور، از بيت رهبری  صادر ميشده؟
هرچند رهبر تلاس ميکند با تکرار "رئيس جمهور منتخب مردم"  ننگ کودتای سال 88 را از پرونده کاری خود بزدايد، اما هنوز نميتواند بپذيردکه مردم به خاطر اعلام مخالفت خود با خامنه ای روحانی را برگزيدند زيرا او درمناظرات و مصاحبه های مطبوعاتی خود سخنانی گفته که همواره خط قرمز رهبربوده است. اما او اجبار دارد برای بقای شاهنشاهی خود همانطورکه محمدرضا شاه درواپسين روزهای پادشاهی "صدای انقلاب" هم ميهنان خودرا شنيده بود، خامنه ای نيزمجبور به پذيرش سخنان مردم ايران که پاره ای ازآنها راروحانی برای جلب پشتيبانی مردم بيان کرده است بشنود:
او خود را منتقد اوضاع حاکم اعلام داشته. بستن امکانات نقد عملکردحاکميت را منجر به خفقان اجتماعی و ناکارآمدی دولت ميداند. او اجباربه حخاب زنان را شرط عفت جامعه زنان نميداند. و گفته است پيش از انقلاب زنان ايران ممکن بود حجاب نداشته باشند، اما عفيف بودند. من با تفکيک جنسی مخالف هستم. هيچگاه تفکيک جنسی نتوانسته عامل خوشبختی جامعه شود.
دکتر روحانی در مورد احساس ملی گرايی خود ميگويد: "موقع شنيدن کلمه ايران همان احساسی را در خوددرک میکنم که دريک حرکت جمعی همأهنگ نشده، خواندن وشنيدن "سرود ايران" مردم را به هيجان ميآورد. مثل اين است که يکباره چند ميليون ايرانی به فکر مظلوميت وطن افتاده اند و از آنچه بر سرش آمده ناراضی هستند". 
من به دکتر روحانی رأی نداده بودم، زيرا او را يکی از اجزاء زير مجموعه نظامی ميدانستم که هزاران نفر از هم ميهنان مرا بدون ارتکاب جرمی به جوخه اعدام سپردند، ما ايرانيان را در انظار جهانيان تروريست و آدم کش نشان دادند. ميليارد ها دلار از منابع ملی ميهن ما را به يغما بردند. فقر و بيکاری را به مانند بيماری مزمن درسراسر کشور پراکندند. اختلاف طبقاتی را به مرحله ای رسانيدند که دشمنی بين طبقات را همه گير ساختند. اکثريت هم ميهنان ما غذای کافی برای سير شدن ودارو برای حفظ تندرستی خود ندارند، اما دريک حراج کارهای هنری شش و نيم ميلياردتومان طی يکروز خريد وفروش ميشود، اين اختلاف آزاردهنده ميليارد ها تومان يا اختلاس های ميليارد دلاری ناشی ازچه ميباشد وچه کسی پاسخ گوی آن خواهد بود؟
اگر دکترجسن روحانی بدانچه گفته است عمل کند. به زندگی ومعاش هم ميهنان  توجه نمايد. به تنش های ويران گر بين المللی که زادگاه ما با آن مواجه است، سياستمدارانه با حفظ منافع ملی ما ايرانی ها پايان بخشد و با اعتدال و همزيستی با همه ملت ها و دولت های جهان برای رفع تنگنا های بين المللی همساز گردد تا ميهن ما را در جهان سرفراز سازد، اطمينان دارم همه کسانی که درد ميهن و هم ميهنان خود را دارند نه فقط در ايران، بلکه در سراسر جهان با همه امکانات وتوان خود از او پشتيبانی خواهند کرد. و با اطمينان زياد بار ديگر نوای دوستی و همبستگی همه اقوام و مذاهب ايرانی در کنار هم در سراسر گيتی هم آواز خواهند شد که "ايران متعلق به همه ايرانيان است" نه تجزيه طلبان مزدور. و شادیهای روز بيست شش  مرداد نود دو ادامه خواهد يافت. زمستان به پايان ميرسد و بهاران فرا خواهد رسيد.
شانزدهم تير هزار سيصد نود دو