Text Box:  عمامه به جای تاج شاهی

در روز های  پيش از بيست دوم بهمن هزار سيصد پنجاه هفت، گروهی  از هم ميهنان که با تاريخ آشنايی بيشتری داشتند و از عملکرد روحانيون و نقش آنها در روند تحولات کشور از زمان صفويه تا نهضت ملی کردن صنايع نفت آگاهی داشتند، حتی در زمانی که آيت الله خمينی هنوز در نوفل لوشاتو بودند، واقع گرايانه اعلام ميکردند که با شرايط موجود و روند نضج نهضت اسلامی در ايران بايد منتظرباشيم که استبداد عمامه جانشين استبدادشاهی شود. دربرابر اين ادعا آيت الله خمينی مدعی بودکسانی که ميگويند استبداد نعلين جانشين استبدادشاهی خواهد شد، ميخواهند شاه را دوباره به کشور برگردانند. اما واقعيات ورخدادها حتی پيش از ورود خمينی به ايران نشان داد که سخنان فرهيخته گانی که پيش بينی جانشينی استبداد عمامه به جای استبداد شاهی را ميکردند، بدون دليل نبوده است.
سی وچهار سال اژ آنروزها ميگذرد، نسل امروزشاهداين واقعيت ميباشد که پيش بينی آن روزخردگرايان در مورد چگونگی نقش و عملکرد روحانيون درصورت رسيدن بقدرت واقع گرايانه بوده است. اين گفته پس ازدرگذشت خمينی و جانشينی آقای خامنه ای، بيشتر و نمايان تر به واقعيت پيوست، و مردم ايران امروز شاهد آن هستند که استبداد عمامه خشن ترو بيرحمانه تر ازاستبداد شاهی ميباشد، مضافا اينکه چاپلوسان و کاسه ليسان خوان روحانیت مديجه سرايان کارکشته ای هستند که چاپلوسان دربار شاهی در اين پيشه ناتوان تر بودند. هرچند آنها بودند که جاده صاف کن های نظام آخوندی گرديدند.
قشر چاپلوسان آقای خامنه ای، برای استحکام و پايداری موقعيت خود تا چايی در تملق و چاپلوسی پيشرفته اند که به نظر ميرسد اين امر به خود خامنه ای نيز مشتبه شده است ودرسخنانی که به مناسبت هايی بيان ميدارد، چنان می پندارد که واقعا جانشين معصومين درباورهای مردمان صادق به باورهای مذهبی ميباشد.
سردار فيروز آبادی فرمانده نيروهای مسلح درمراسم پايان سمينار دفاع ملی که چنين به نظر ميرسد شماربسيجيان مرد را برای درهم شکستن اعتراضات احتمالی انتخابات آينده کافی نميداند، آخرين رهنمودهای مقام فرزانه، فرمانده کل قوا، ولی فقيه و رهبری را برای جذب خواهران بسيجی به نيروی بسيج چنين نقل قول می کند:  رهبر عزيز می فرمايند من از زنان ايرانی خواهش ميکنم که به فکر پيشرفت انقلاب و مملکت باشند، عاشقانه به ميدان بيايند، زيرا امروزبسيجی بودن به معنی آمدن در ميدان است!
سردار در دنباله سخنان خود ميگويد:  مقام معظم رهبری همچنين در آخرين ديدار خودبا گلايه بمن فرمودندبرخی هی فرمايشات، فرمايشات ميگويند.اين چه حرفی است؟ من دارم دستورميدهم. هيچ حرفی نميزنم مگر آنکه آن موضع ودستورباشد.
آيا چنين سخن گفتن جز در نگاه نابخردانه شاهانی که خود را سايه خدا می پنداشتند، قابل تصور است؟ در  نظامی که بنا بر ادعای بنيان گذار آن  همه افراد صرفنظر از مرام، کيش و آئين برابر هستند، خامنه ای چه حقی برای خود ميداند که حرفی نميزند، مگر دستور!  در اين راستا است که سردار فيروز آبادی اعلام ميدارد بنابراين ما نيز در ستاد کل سخنان ايشان را تبديل به دستور و اجرا می کنيم.
(همانطور که گفته اند برخی از این مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم ها است و برخی هم مربوط به مدیریت ها و سیاست های اقتصادی است اما نکته مهم این است که من به مسؤلان، برای حل موضوع گرانی دستوراتی داده ام )
اين چنين به نظر ميرسد که امر به خامنه ای مشتبه شده باشد. چون در جلسه ديدار اعضای مجلس خبرگان پس از بيان ترقيات کشور و آزادی هايی که به مردم ايران عطا فرموده اند، با اظهار خرسندی از وضع زندگی مردم، رفاه و آرامش آن ها سخن گفته است، و عليرغم اينکه کرارا از عدم علاقه به مذاکرات با اسکتبار سخن ميگويد از ديدار نمايندگان ايران با قدرتهای جهانی و اينکه مسأله تحريمات منحصرا برای رو در رو قراردادن مردم عزيزايران با نظام ميباشد، هرچندکه مردم درروز بيست دو بهمن نشان دادند هنور در کنار نظام ايستاده اند! معهذا عليرغم اين سخنان چون به  حضور مردم در انتخابات فرمايشی خود اطمينان ندارد. چنين ادامه ميدهد: چون حضور مردم در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری نیز نقش آفرین و تأثیر گذار خواهد بود، دل های مردم  بايد به سمت حرکت انتخاباتی تمایل پیدا کند. 
اما براساس اينکه او خود را ولی و قيم مردم ميداند به مردم ايران دستور ميدهد که چه بايد بکنند چون باید درانتخابات، افرادی حضور یابند که دارای صلاحیت ها وحدو اندازه های لازم برای مسؤلیت ریاست جمهوری باشند، اعضای شورای نگهبان هم باید درانتخابات ریاست جمهوری درچارچوب قانون عمل کنند و درنهایت هر فردی که بر اساس ضوابط قانونی، از این صافی عبور کرد، میتواند وارد انتخابات شود. امید واریم منتخب مردم، فردی باشد که مردم را به آرزو های بزرگ آنها نزدیک کند. ( آن طور که احمدی نژاد با انتخاب خود او، و زير سايه او کشور را به سراشيبی سقوط رسانيده است) .
برای آگاهی مقام  رهبری! در مورد شرکت مردم ايران در انتخابات تشريفاتی  که او دستور اجرای آنرا صادر کرده، بخشی از پاسخی را که جوانان قهرمان يزد به صورت سينه زنی، سنتی به او داده اند را به اين نوشتار می افزاييم:
گفتند گل مگویید،   این حکم پادشاه است. 
چشم و چراغ بودن،   روشن ترین گناه است
حکم شکوفه تکفیر،   حد بنفشه زنجیر
سهم سپیده تبعید
جای ستاره چاه است،   این شهر مردگان است
 آواز تازه ممنوع،   لب های بسته آزاد
گل بی اجازه ممنوع،   دارالخلافه آباد
جهل و خرافه آزاد،   بیداد پشت بیداد
 حرف اضافه ممنوع،   گل بی اجازه ممنوع
اين سايه باوران را،    ظلمت ز نور بهتر 
در دست کوفه سنگ است،   
 آئینه دور بهتر   نجوا به چاه اولی
 سر در تنور بهتر،   این شهر بی هیاهو
 دیروز باورت کو،   شور قلندرت کو
بانگ ابوذرت کو،   این کوچه ‌ها علی را
تسلیم چاه کردند،
آیینه را شکستند،   نفرین به ماه کردند
یک سو ستاره زخمی،   یک سو پرنده در گور
تن ‌های مرده بر خاک،    مردان زنده در گور
حاشا از این تباهی،    تا کی شب و سیاهی


https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=xPOb5GQmNFI#t=0s


.