Text Box:  همه پرسی و راه آينده

انتخابات رياست جمهوری سال 1392 دردريايی ازبيم و اميد،استغاثه و تهديد به پايان ميرسد، و به دنبال آن شادی ملتی که درنهانخانه درون خود، تجسم خونهای سرخی که بر سطوح خيابان، کوچه های شهر و روستا ها بازمانده از دوستان، همکلاسيان، همسايه ها و خويشان خود که فقط سؤال ميکردند "پس رأی ما کو؟" از ذهن آنها برون نشده است. و هنوز رهبران و پيشگامان جنبش مردمی سبز در حبس خانگی بسر ميبرند، يا درزندانهای مخوف ولايی زيرشکنجه بازجويان وعمال خونريز او دور از يار و ديار خويش رنج میبرند. خون هايی که هيچ نهالی را نرويانيد، اما چهار سال به عمر حاکميت جابرانه ولايی افزود.
هرچند خامنه ای، حضورمردم در مراکز رأی گيری را حماسه ای ناميد که او درخواست کرده بود، اما اگر از بينش کافی برخوردارباشد با نگاهی بآرای کانديداهايی که به گفته جليلی، ولايتمداران و ذوب شدگان ولايت بودند، را با آرای روحانی که در مناظره های تلويزيون اشاراتی را اززبان مردم ايران به عملکرد رهبر تا جايی که ازخط قرمز نگذرد، را زير سؤال ميبرد، واشاره ای به  تنش زدايی ميکند، ريرا ادامه تنش و ايجاد درگيری درسطح بين المللی که جوهره سياست نظام حاکم است را مغاير با منافع ملی مردم ايران ميداند. 
مشاهده تصاوير رسانه های خبری و اجتماعی بعد ازاعلام نتيجه رأی گيری درنقاط مختلف کشور عليرغم تهديدهای فرماندهان امنيتی وانتظامی به مردم بايدهشداری برای آقای خامنه ای باشد و آنها را نشانه ای از ميزان اعتماد و پشتيبانی مردم نسبت به خود بداند.
انتخابات روزبيست و چهارم خرداد نشانه خردمندی و موقع شناسی ملتی بودکه تبه کارانی چون احمدی نژاد و احمد خاتمی آنها را که مسالمت جويانه بعد ازکودتای 88 سؤال میکردند پس "رأی" من کو؟ اراذل و اوباش ناميدند وخامنه ای نيز بعد ازفرمان کشتارآنها جنبش  مردم را  "فتنه" ناميد وپيشگامان جنبش را نيز بازداشت خانگی کردکه هنوز دربازداشت بسر ميبرند. واکنون تکرار همان کار و منش مردم را حماسه ای در راستای بقای نظام خود مينامد، غافل ازاينکه مردم به خاطر آن حماسه آفريدند که سخنان چاپلوسانه و ولايت مدارانه کانديدا های بيت رهبری در مناظره ها را مغاير با منافع ملی خود و در راستای ادامه خودکامگی خامنه ای دانستند. 
اين روزها در پاره ای از رسانه ها از تنظيم شکايتی توسط علی لاريجانی رئيس مجلس و رئيس کميسون اصل نود از احمدی نژاد ديده ميشود، هرچند که نواهای نادرست بودن آن در فضا طنين انداز شده، اما با توجه به سابقه کينه جويی خامنه ای، امکان آن هست که احضار به دادگاه احمدی نژاد درست باشد. با اين حدس  احمدی نژاد بايد منتظر دريافت پاداش مخالفت خوانی های ماههای آخرين را از رهبر باشد،که بلافاصله دردادگاهی پس از يايان رياست جمهوری محاکمه و بجرم  آشفتگی، نارسايی امور، ورشکستگی اقتصادی به بهانه عدم مديريت کارآمد و حيف وميل بيت المال مردم زيرسؤال قرار گيرد تا بدين وسيله عملکرد رهبر درهشت سال گذشته و حتی کودتای سال 88 از دامان رهبر زدوده شود.
در حالی که ملت ايران بخوبی آگاهی دارد رهبر نه فقط شريک همه نارسايی ها، جنايات و غارت هايی است که در دوره زمامداری احمدی نژاد رخ داده است، بلکه مسؤل واقعی همه نارسايی هايی است که از نخستين روز رهبری او تاکنون در ايران رخ داده است.
قتل های زنجيره ای، بذل وبخشش های سخاوتمندانه ازمنابع ملی مردم ايران به حزب الله لبنان، حماس، سوريه، ساخت مدارس وبيمارستان درعراق، اختلاسهای ميلياردی وافزايش فساد های مالی و اخلاقی در هشت سال اخير، تحريم های بين المللی که قربانيان واقعی آنها فرودستان جامعه ايران می باشند، گسترش اختلاف طبقاتی درسراسر کشور، بازداشت روزنامه نگاران و منتقدين و دهها نارسايی ديگر گريبان گير مردم ايران  شده است که بهبود بخشی آنها ساليان بس درازی وقت لازم دارد.
حاکميت ملوک الطوايفی بليه ديگری است که دامنگير مردم ايران شده است. خامنه ای برای نشان دادن مشروعيت خود به جامعه جهانی از مردم درخواست ميکند با شرکت در انتخابات و دادن رأی حماسه بيافرينند، اما سرداران و فرماندهان نيرو های امنيتی و انتظامی او حتی تا روز پيش از رأی گيری مردم را تهديد ميکردند "سخن گفتن از انتخابات آزاد جرم، و مغاير با منافع ملی ميباشد." زيرا آنها حاضر نيستند غارتی را که از درآمد های نفتی و فروش آنها در بازار های غير قانونی و ضبط کارخانجات دولتی، صرفنظر کنند.
بدون توجه به سخنان و عملکرد گذشته آقای روحانی، حال که مردم به اميد رهايی از منجلابی که در آن گرفتار شده اند، از ميان شش کانديدای رهبری با مشاهده مناظره های تلويزيونی  و اظهار نظراو در مسايلی که تابو ها و خطوط قرمزی رهبر هستند، گاهی بسخنانی اشاره ميکند که چندان خوشآمد آقای خامنه ای نميباشد. در اينمورد خامنه ای درمورد اظهار نظر درمناظره  ها ميگويد "بعضی ها سخنانی گفته ونظراتی داده اند که بعد از انتخابات درمورد آنها حرفهايی است که بايد گفته شود". اوحق دارد که چنين سخنانی بگويد زيرا درقانون اساسی او که درسال 1368 در زمان رياست جمهوری خود او نوشته شده در ماده يکصد دهم از همان حقوقی برخوردارشده که مجلس مؤسسان محمد رضا شاه، باوداده بود. ازاينروخود را برتر وبالاتر ازهمه مردم و مقامات، حتی رئيس جمهوری که با رأی مستقيم مردم برگزيده شده است ميداند و پاسخگوی هيچ کس نيز نميداند. 
روحانی در مصاحبه مطبوعاتی روريکشنبه ميگويد "برای مذاکرات اتمی توافقنامه ای که در سال 2005 با ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه به توافق رسيده بوديم بايد مبنای کار قرار گیرد".
 از آن زمان تاکنون اتفاقات و دگرگونی های گسترده ای نه فقط درسياست های جهانی رخ داده بلکه درتوانايی های هسته ايران نيزپيشرفت هايی شده است که "سازمان جهانی انرژی هسته ای" وپنج کشور دارای حق وتوی شورای امنيت وآلمان مصراً درخواست دارند ازاين توانايی ها آگاه شوند. و آنچه که تاکنون مردم ايران از ناآگاهی های نظام اسلامی متحمل شده اند عدم  روشن گرايی در جامعه جهانی و مقايسه قدرت و توانايیهای ملی با قدرتهای مؤثر جامعه جهانی است.

از اينرو حل مسأله اتمی ايران نياز به ديد ديگری خواهد بود که آقای روحانی بايد بدان توجه کند تا يکی از مشکلات نظام خامنه ای حل شود.
  آقای روحانی در کنفرانس های مطبوعاتی خود تلاش کرده مردم ايران را قانع سازد که در قانون اساسی نظام اسلامی، مردم ايران از همه گونه آزادیهای سياسی و اجتماعی برخوردار ميباشند مخصوصا اصرار دارد در مورد حقوق اقوام  و زن و مرد تکيه کند.
اصل نوزدهم  مردم ايران از هر قوم و قبيله که باشند از حقوق مساوی برخوردار هستند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد شد. ( و چون بايد با موازين اسلامی مطابقت داشته باشد) به مذاهب و اديان مختلف توجه نميگردد. 
اصل بيستم  همه افراد ملت ايران اعم از زن و مرد يکسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سياسی، اقتصادی، اجتماعی  و فرهنگی با رعايت موازين اسلامی برخوردار هستند. (آيا آنچه امروز زنان ايران سهمی مشابه يک انسان از قوانين اسلامی برخوردار هستند؟ 
آقای روحانی مژده ميدهد که در دولت آینده اجازه توهین و تهمت به هیچکس داده نخواهد شد، در غير اين صورت پیگرد قانونی اجرا خواهد شد. هیچکس حق نداردتا کسی نقدی داشت او را  دشمن معرفی کند.درباره مناسبات با امريکا دولت آینده به فکر افزایش تنش نیست و عقل سلیم حکم میکند بجای نگاه به گذشته، بفکرآینده باشیم. و در زمینه مذاکره با امریکا نیزبیانیه الجزایر میتواند مبنای مذاکرات ومناسبات طرفين قرارگیرد. بهره گيری ازروشهای متعادل ومنطقی ميتواند به تدريج حل مشکلات را ميسر گرداند.
ماه های آينده ميتواند نموداری از شخصيت و چگونگی اجرای وعده های آقای روحانی باشد، که آيا او مشابه امام خمينی فريبکار و خدعه گر است يا مشابه آقای محمدخاتمی تدارکاتچی خامنه ای، يا انسانی صادق، با شهامت، حق جو و دلبسته به دين، ميهن و هم ميهنان خود و ازفرصتی که به دست آورده برای رفع صد ها نارسايی کشور با درايت و تدبير آغاز به کار خواهد کرد، در اين صورت مطمئن باشد اکثريت ملت ايران از هر قوم و قبيله، اعم از زن و مرد در کنار او خواهند بود.
سی ام خرداد هزار سيصد نود دو