Text Box:   تجزيه آذربايجان، کودتا و پيامد های آن


هرچه به ششم نوامبر نزديک ميشويم، جمهوری خواهان برای اينکه بتوانند ميت رامنی را به کاخ سفيد برسانند، به هر وسيله و ابزار ماکياولی متوسل ميشوند تا خود را برنده انتخابات نمايند.

در اين مبارزه غير دموکراتيک متأسفانه پای بر روی تمام معيارهايی ميگذارند که بنيان گذاران امريکا با هدف رسيدن به آنها سالها تلاش کردند، تا قانونی را جايگزين دوران هفت تير کشی و دوئل هايی که ميبايست يکی از طرفين نابود شود، محو سازند، تا بتوانند دموکراسی و حقوق فردی همه شهروندان امريکا تأمين گردد.و  مکنل آن قانون مونرو برای عدم مداخله در امور کشور های ديگر قانون اساسی امريکا را به اوج مرحله انسانی خود رسانيد. اين قوانين و منش انسانی شايسته در تار و پود کلماتی که درمبارزات انتخاباتی بکار ميروند محو شده و امريکا از موقعيت والايی که پيش از جنگ دوم جهانی داشت  برون شده است.

کنت تيمرمن نامزد حزب جمهوریخواه در ايالت امريکا و مدير اجرايی  بنياد دمکراسی در ايران  برای کسب آرای گروهی در مری لند اةهار ميدارد برای اينکه اسرائيل ماندگار باشد، بايد کشورهای بزرگ خاور ميانه درهم شکسته و تجزيه شوند. به چه بهايی اين نظريه بايد اجرا شود؟

دانا روهرا باچر نماینده کنگره آمریکا (جمهوريخواه  ناحيه 56 کاليفرنيا) در نامه ای به هیلاری کلینتون وزير امور خارجه، خواستار کمک آمریکا به جدا کردن آذربایجان از ایران شده است. دانا روهر باچر علت درخواست خود را تمايل ملت آذری به رهايی ازسلطه و اشغال نظام های ستمگر فارس ميداند که ساليان دراز آذربايجان را در اشغال خود دارند! 

اين نماينده کنگره  و کسانی که چنين افکاری را در مغزهای خود می پرورانند توجهی به منافع بين المللی امريکا و پی آمد های آن ندارند. آنها متأسفانه آگاهی چندانی نيز از تاريخ ندارد، روهرا باچر چنين نظريه ای را دذ مورد بلوچ های پاکستان و همچنين افعانستان نيز دارد.اطلاعات او در مورد آذربايجان ايران، بلوچستان پاکستان و يا افغانستان منحصر به اظهارات مأموران و مزدوران تنش افرين بين المللی و درمورد آذربايجان نظريه دولت آذربايجان را بيان ميدارد.

اين نماينده اگر توجهی به منافع امريکا ميداشت هرگز اظهار نظر ها و بيانات اين چنانی درباره ايران به زبان نمی آورد و در سايت خود آنرا منعکس نميکرد. برای آگاهی ايشان  نکاتی درمورد آذربايجان نوشته ميشود.

درسال 1828 در اوج مستعمره طلبی بريتانيا برای حفظ مرز های هندوستان از نفوذ روسيه تزاری و فتوای جهاد چند روحانی جاه طلب، شيخ جعفرکاشف الالغطاع، شيخ احمد نراقی و ميرزای قمی که با ادعای ولايت امر مسلمين خود را صاحب اختيار ملک و ملت ايران ميدانستند  عليه کفار روس دادند که با شکست ارتش ايران در دو جنگ و عقد معاهده های گلستان و ترکمانچای  که مواد قرار داد توسط نماينده انگليس نوشته شده بود، قسمت هايی ازمناطق شمالی وشمال غربی ايران  به اشغال روسيه تزاری در آمد که آذربايجان شمالی نيز بخشی از آن بود. بر اساس اين معاهده نامه ها دولت ايران  مجبور گرديد کلیه حقوق دریا نوردی در دریای خزر را به روسيه واگذار کند و روس‌ ها حق کاپیتولاسیون و امتیاز اعزام نمایندگان کنسولی به سراسر ایران را نيز بدست آوردند که اين دو ماده تا انقلاب کمونيستی در روسيه برقرار بود.

درجنگ دوم جهانی دولت شوروی با هدف اشغال آذربايجان ايران، دولت دست نشانده ای در آن استان تشکيل ميدهد که عملا آن استان از حيطه اختيار دولت مرکزی خارج ميشود. با پايان يافتن جنگ و براساس موافقت نامه تهران، متفقين می بايست ارتش های خودرا ازايران خارج ميکردند. 

امريکا و انکلستان در زمان مقرر ارتش های خود را خارج ساختند، اما استالين حاضر به خارج کردن ارتش خود از ايران نبود، دولت ايران ناچار به سازمان ملل شکايت ميکند که با پشتيبانی، تهديد و اخطار دين آچسن وزير امورخارجه امريکا به شوروی، و اخذ امتياز نفت شمال ايران ارتش شوروی از آذربايجان خارج و مزدوران دست نشانده بدون پشتيبان می مانند و ارتش ايران آماده حرکت به آذربايجان ميگردد، اما پيش از ورود ارتش  به آذربايجان، هم ميهنان  آذری سرزمين متعلق به خود را از سلطه مزدوران استالين آزاد می سازند. مجلس شورای ملی ايران نيز قرار داد امتياز نفت را تصويب نميکند.

ملت حق شناس ايران هيچ گاه پشتيبانی دولت و ملت امريکا را در آن شرايط فراموش نخواهند کرد، پرتوی که همواره در تاريخ ايران بجای خواهد ماند. اما متأسفانه حادثه دردناک ديگری که پايه ريزمشکلات فعلی ايران و سراسر جهان شده است، اشتباه بزرگ آيزنهاور و دالاس وزيرامور خارجه اودرهمکاری با دولت بريتانيا بود، که با مشاهده برنامه های بزرگ نمايی حزب توده وابسته به شوروی، که توسط جاسوسان ومزدوران دولت انگليس ترتيب داده ميشد، آيزنهاور را قانع ميکنند به بهانه حفظ منافع جهان  آزاد! وجلوگيری از تسلط حزب توده در ايران، طرح کودتا عليه دولت مردمی، دموکرات و منتخب ملت ايران را بپذيرد. طرحی را که ايدن وزير امور خارجه چرچيل حتی پيش از نخست وزيری دکتر مصدق و پيش از اينکه چرچيل محافظه کار بر اتلی حزب کارگر پيروز شود، آن را تدوين کرده بود، با موافقت آيزنهاور، رئيس جمهور، منتخب جمهوریخواهان طرح کودتا وسقوط مصدق اجرا گرديد که نتيجه آن، شرايط امروزايران ، گسترش تروريزم در جهان، جنگ های عراق و افغانستان، تلاطم و نا امنی در سراسر جهان و کشته شدن هزاران جوان امريکايی در افغانستان، عراق، سومالی در تنش ها و نبردهايی که مغاير با منافع ملی مردم امريکا ميباشند، بوده است. اما شرکت نفت انگليس بدون پرداخت هزينه ای مدت 25 سال 40 در صد نفت ايران را به تاراج برد.

پنجاه و نه سال بعد از آن اشتباه بزرگ، بار ديگر ملت ايران  به علت ضعف و بلند پروازی های بدون پشتوانه مردمی دولت ايران مواجه با تهديد سناريوی جديدی شده است. ايرانيان ملتی که از سه هزار سال پيش از اقوام  آذری، بلوج، ترکمن، فارس، کرد، گيلک، لر تشکيل شده، مردمی صلح دوست ميباشند. نخستين ميثاق حقوق بشر به وسيله يکی از فرزندان اين سرزمين نوشته شده است. آنچه دولت حاکم برايران امروزا نجام ميدهد، موردرضايت ملت ايران نيست، اين دولت ثمره کودتای سال 1352 و نتيجه تصميمات و موافقت های کنفرانس گوآدلوپ است که به اصرار و دعوت دولت فرانسه در ژانويه 1979 با شرکت نخست وزيران انگليس، آلمان، و رؤسای جمهور امريکا و فرانسه، برای جايگزينی شاه با حکومتی که خمينی نماينده و مظهر آن بود تشکيل شده است.

برنامه های تجزيه ايران (خوزستان ، کردستان، آذربايجان )که در کريدور های جاسوسی بريتانيا طرح ميگردند و يا سناريو های حمله نظامی به ايران شاهين های جنگ طلب اسرائيل، که حتی مغاير با منافع مردم اسرائيل است هيچ کدام چاره ساز مشکلاتی نيست که امروز در جهان و خاور ميانه وجود دارند. تنها وجود يک ايران دموکرات و صلح دوست است که توانايی حل مشکلات امروز در خاور ميانه را دارد. حمله به ايران و يا طرح جدايی سرزمين های ايران تقويت کننده نظام حاکم و تشديد تنش های موجود در اين نقطه ازجهان خواهد شد که امواج آن ميتواند گسترش يافته و همه جا گير شود. 

دولت امريکا، اعم از دموکرات يآ جمهوريخواه بايد به اين نکته آگاه گردند، ملت ايران اعم از آذری، بلوچ، ترکمن، فارس، کرد، گيلک، لر و مازندرانی به سرزمين اجدادی خود تا سرحد مرگ علاقمند هستند و خود بهتر ميدانند چه ميخواهند و چگونه بايد به آزادی و حاکميت ملی خود دست يابند. تکرار اشتباهات و سناريو های حمله به عراق يا افغانستان و يا جنبش های ليبی و سوريه نه در ايران کاربردی دارد. و نه در راستای رهايی ايران از حاکمين تئوکرات و نه تأمين کننده  منافع جهان آزاد خواهد بود.