Text Box:  ايران زادگاه و ميهن همه اقوام ايرانی 

دوستی تلفنی به من خبر داد که امروز آخرين روز نمايشگاه منشور حقوق بشر کورش کبير، در مجموعه  موزه اسميت سونيون واشنگتن دی سی است که گروه کثيری ايرانی و هندو و امريکائی و  ژاپنی، چينی و کره ای در کنار يکديگر از نوشته ها، گفته ها، عملکرد و حوزه امپراتوری او سخن می گفتند و با لبخندی دوستانه به ما ايرانی ها نگاه ميکردند.

تلفن اين دوست برای من افتخار آميز بود. در زمانی که به سبب نابخردی زمامداران، ميهن ما در انزوا قرار گرفته و بيشتر کسانی که آشنايی با ايران و ايرانيان ندارند با همان ديدی به ما مینگرند که به تروريست ها چشم میدوزنددوستم ميگفت نگاه آنها بارديگريادآورخاطره افتخار آفرين حماسه معترضين خرداد هشتاد هشت را زنده میسازد. دردريای احساس ناشی از سخنان دوست خود فرو رفته بودم که يکی از دوستان نوشتاری از دکتر احسان هوشمند هموطن کرد را برای من ميفرستد. دريغم آمد آنرا برای همه هم ميهنان خود نفرستم.

ايران، سرزمين و ارثيه نياکان ما، مجموعه ای از اقوام آذری، بلوچ، پارس، ترکمن، طبری، عرب، گيلک و لر تشکيل شده است. اين اقوام سده ها متمادی در فراز و فرود های ميهن در کنار هم و در شادی وناراحتی يکديگر شريک بوده اند. درانقلاب مشروطيت و نهضت ملی شدن نفت يار و ياور يکديگر و در کنار هم برای آزادی و استقلال زادگاه خويش تلاش کردند، اما استعمار گران بين المللی و در رأس آنها بريتانيا که ادامه غارت خود را در ايرانی آزاد و مستقل امکان پذير نميدانستند، هر دو  تلاش را با شکست مواجه ساختند.

بعد از عدم تصويب قراردادهای 1907 بين روس و انگليس و قرارداد تحت الحمايگی 1921 که مورد تصويب مجلس شورای ملی قرار نميگيرد، بعد از مذاکرات ژنرال آيرونسايد فرمانده نيرو های انگليسی در تهران با سيد ضياالدين طباطبايی و رضا خان فرمانده بريگاد نظامی قزوين، طرح کودتايی تدوين ميگردد تا در سوم اسفند 1299 بريگاد نظامی قزوين با فرماندهی رضاخان درنيمه شب سوم اسفند به تهران وارد و کلانتری ها و واحد های نظامی تهران را خلع سلاح نمايند. پس از اجرای اين طرح رضاخان از طرف احمد شاه به سردار سپه ای ترفيع میيابد که به تدريج مراحل رسيدن به سلطنت را طی و احمد شاه را از سلطنت خلع مينمايد. و پس از چند سال به تدريج همه قدرت را  دراختيار گرفته و حاکميت ديکتاتوری برقرار و آثار انقلاب مشروطه به تدريج محو ميگردد.

ويرايش نوشتار دکتر احسان هوشمند، پژوهشگر و جامعه شناس کرد زبان

بار دوم، در دوره نخست وزيری دکتر مصدق به علت اينکه مهم ترين مسأله مبارزه برای ملی کردن صنايع نفت بود رخدادها و مسائل ديگرمخصوصا در شهرستانها کمتر موردتوجه قرار ميگرفت. اما واقعیت آن است که در استان های کشور رخدادهايی اتفاق افتاد که از نظرتاریخی دارای اهمیت ميباشد و بايد به عنوان بخشی از تاریخ معاصر ایران مورد بازبینی و توجه قرار گیرد. یکی از این موارد توجه به وضعیت مناطق کرد نشین کشوردر سالهای ۱۳۲۹ تا مرداد۱۳۳۲ است. گذشته ازهمراهی مردم این خطه ازایران در دستیابی بحقوق ملی مردم ایران یعنی ملی شدن نفت، درسایر موارد نيز رخدادهای با اهمیتی در این مناطق روی داده که هر کدام میتواند در قالب موضوع پژوهشی از ابعاد مختلف مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد. 
مردم مناطق کردنشین غرب کشور به سان دیگر ایرانیان با اجتماعات، قطعنامه‌ ها، اطلاعیه ها و ارسال تلگراف وسایر شیوه ‌های مرسوم آن دوران عزم خوددر همراهی با نهضت ملی را به نمایش گذاردند. شهر های کرمانشاه، مهاباد، بوکان، گروس، سنندج وسایر نقاط کردنشین بارها صحنه تجمع هزاران نفری مردم کرد بود. در یکی از تجمعات چند هزار نفری تیر ماه ۱۳۳۰ مردم سنندج، منیعی مدیر روزنامه ندای غرب در نوشتاری خطاب به دکتر مصدق از قطعنامه مردم سنندج چنین گزارش میدهد: مردم وطن پرست سنندج ضمن تقدیم صمیمانه‌ترین تبریکات قلبی خود موفقیت آن جناب به اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت، ضمن ابراز تنفر و انزجار شدید قلبی از اظهارات بیگانگان و بیگانه پرستان با ابراز اعتماد و پشتیبانی کامل از عملیات وطن پرستانه آن جناب حاضر هستند در راه نیل کشور به مقصد و هدف عالی خود از بذل مال وجان خویش مضایقه و خودداری ننمایند و در این باره همگی متفقا می گویند: 
اگر سربه سر تن به کشن دهیم                       از آن به که نفتی به دشمن دهیم
برگزاری انتخابات آزاد مجلس نیز از دیگر تلاش هایی بود که در این دوره موجب امیدواری مردم و گسترش حس مشارکت جویی آنان گردید. هرچند دربار و نیز مقامات محلی و متنفذین و برخی مالکان و زمین داران در برابر این جنبش مقاومت کردند و در برخی نقاط موفق به تغییر نتایج آرا شدند و نمونه آن نتایج انتخابات مهاباد بود که با مقاومت و مخالفت دکتر مصدق روبرو گردید. این تاکید صریح دولت دکتر مصدق برآزادی انتخابات و نیز گسترش آزادیهای مدنی موجب روی آوردن نخبگان به فعالیت‌ های سیاسی درقالب احزاب سیاسی بود. به جز جبهه ملی که متشکل از گروه های همسو بود و نیز حزب توده با رویکردی سوسیالیستی و نگاه به شوروی فعال بود. برخی احزاب کوچکتر نیز با ویژگی ‌های محلی به فعالیت پرداختند. شکل‌گیری حزب الله در کرمانشاه و کردستان و نیز حزب سعادت ملی را می توان در این راستا تلقی کرد. هر چند در خصوص فعالیت های این تشکل ها اطلاعات مستند و قابل اعتنایی تاکنون منتشر نشده است. اما برخی از این جریانات به مخالفت با خوانین و مالکان و گاه چهره های مطرح مانند شیخ محمد مردوخ می پرداختند و برخی از تشکل ها هم در دفاع از شخصیت هایی چون مردوخ و آصف و غیره به انتشار اطلاعیه و مطلب در راستای موافقت از جنبش ملی شدن صنايع نفت مبادرت ميکردند. 
یکی از اصلاحات اساسی که در این دوره موجب به دلگرمی و پيوست لایه های زیرین اجتماعی و فرو دستان گردید قانون کاهش عوارض مالکانه و ازدیاد سهم کشاورزان بود که حتی کشاورزان تا دور ترین روستاهای کشور با این حرکت همراهی کرده و برخی از مالکان با اشتراکی خواندن این اصلاحات و برچسب کمونیستی زدن به آن در برابر آن به لطایف الحیل مقاومت ميکردند. هر چند در اجرای این قانون مشکلاتی بروز نمود و گروهی از  مجریان دولتی خود به عنوان سدی در برابر آن عمل می‌کردند، اما این حرکت در همه نقاط کشور تاثیر قابل ملاحظه ای برجای گذارد. حتی در برخی از نقاط کردنشین  مقابله مالکان و کشاورزان به درگیری و خون ریزی کشیده شد. نمونه ای از این ماجرا دربوکان رخ داد که موجب کشته شدن چند تن و زخمی شدن گروهی نيز شد. امیدواری کشاورزان به دستیابی به حقوق اولیه و اساسی خود موجی از همبستگی با دولت مصدق را به وجود آورد که متأسفانه جزئيات آن هرگز منتشر نشدند. 
پاسخ گویی دولت به مشکلات و خواسته مردم که در قالب نامه ها و گزارش ها برای نخست وزیر ارسال می شد اگر چه وقت زیادی از مصدق را به خود اختصاص میداد اما کاهش شکاف دولت  ملت از نتایج آن رویکرد بود که بعد از کودتا استمرار نیافت. این درخواستها از دریافت کمک نقدی تا بازسازی خیابان و عوض کردن فرمانداروبخشدار ومأمورين انتظامی تا اعلام نظرنسبت به مسائل روزمره کشوررا شامل می شدند. 
تاثیر این اقدامات و فعالیت های دکترمصدق ازحدود کردهای کشور فراتر رفته و حتی همبستگی کرد های کشور های همجوار را در پی داشت. بعنوان نمونه یکی از مشایخ صاحب نام آن زمان درشمال عراق مولانا خالد سراج الدینی است که نسبت به جدیت دکتر مصدق در کوتاه کردن دست های تعدی وتجاوز بیگانگان به ارسال نامه ای خطاب به مصدق علیه انگلیس به موضع گیری می پردازد. 
دراین زمان حتی مردم عادی مهاباد با دلگرمی به اصلاحات مصدق امیدوار بودند. نمونه ای از این رویکرد انتشار طومار بزرگی از مردم مهاباد دایر بر انکار ناپذیر بودن آریایی بودن و ایرانی بودن کردها و مخالفت با کسانی که در زیر ماسک و رنگ های مزورانه و بیگانه پرستی به نام کرد فعالیت میکردند بود. در زیر این طومار نام کسانی چون علی حیدری، سید محمد حسینی، ابراهیم شریف زاده، فیض الله نانوازاده، استاد علی گورک، محمد اوطمیشی، محمد مولوی، عزیزی، یوسفی، فتاح، قاضی، خلیلی، مظلومی، جعفری، کردپور، مدرسی، ولیزاده، بلوریان، شافعی، شیربیگی، محمد رئوف قاضی مکری،خرازی، الیاسی، حسامی وده ها شخصیت مهابادی که محبوبيت بسياری در بين مردم داشتند نوشته شده بود. این طومار  در پاسخ به پخش برنامه رادیویی است که با گرایش به اردوگاه کمونیست آن دوره درجهت مخالف گرایش عمومی، موضع گیری میکرده بوده. 
عمل کرد دولت مصدق موجب گسترش امیدواری به اصلاحات و افزایش همبستگی ملی بین آحاد کشور  گردید. درنتیجه این همبستگی حتی کارمند ساده‌ ای از اهالی مهاباد با ارسال نامه ای خطاب به مصدق با این عنوان که به وظیفه خود که یک فردایرانی هستم اززحمات و افکار عالی آنجناب که یگانه  آزاد کننده ایران از ورطه فلاکت و بدبختی شده و میشود سپاسگزار هستم و در ادامه تاکید ميکند چون علاقه چاکر به آن سرافراز کننده ایران عزیز که یگانه خدایم گواه حالم است به حد اعلا ميباشد میخواهم عکس امضا شده آن پدرایران را زینت بخش کلبه محقر خود نمایم. صادق بهروزی کارمند اداره آمار مهاباد با ارسال این نامه و ده ها نامه ارسالی از دیگران نمونه ای از گسترش امید به آینده ای روشن برای کشور بود که با  کودتای ۲۸ مرداد آنرا به مسیری کشانيد که امروز شاهد آن هستيم.