Text Box: پيامی به خانم فرح پهلوی

سه روز پيش سالگرد بيست هشت مرداد بود. خاطره دردناکی از آن روز که در سينه من و اکثر هم ميهنان من شکل گرفته پس از تقريبا شصت سال هنوز التيام نيافته است، اما چندی  سال بودکه من قانع شده بودم در شرايط امروز  برای اينکه همه دلسوزان ميهن به دنبال راه و طرحی پاشند که ميهن را از گردابی که در آن فرو رفته است رها سازند، درصورتی که طرفداران نظام پادشاهی علاقمند باشند در کنار ساير مبارزين برای رهايی ميهن وحفظ استقلال ايران قرار گيرند هرچند مشکل است، اما شايد بتوان آن روز را به تاريخ سپرد.
 
اما امروز دوستی به من گفت فرح پهلوی به مناسبت سالگرد 28 مرداد نوار ويديويی زير عنوان ازتهران تا قاهره پخش کرده و رضا پهلوی را به عنوان جانشين محمدرضا شاه معرفی کرده تا روند تمدن بزرگ را ادامه دهد و از مردم ايران نيز به خاطر نمک نشناسی آنها گله کرده است!

من قصد اهانت به ايشان را ندارم، او چنين عقيده دارد و آزاد است بدان پای بند باشد، اما وقتی رضا پهلوی فرزند برومند ايشان را درتلويزيون  اسرائيل می بينم که به وسيله گوينده تلويزيون از دولت اسرائيل درخواشت کمک ميکندو يا از ريک سانتروم کانديدای رياست جمهوری امريکا که وعده بمباران سريع ايران را درصورت انتخاب شدن ميدهد، ياری می طلبد، سؤال ميکنم اگر خانم فرح پهلوی واقعا به نام يکی ازشهر وندان ايران در فکر ميهن خود هستند، وقتی اين دو صحنه را می بينند چه حالتی ممکن است به ايشان دست دهد و چگونه ابراز ميکنند  که ايشان شاه ايران است که بايد جانشين پدر گردند!

به درستی نميدانم سرکار تا چه اندازه در روند سياست گذاری های داخلی و جهانی محمد رضا شاه  و روشی که او ميخواست ميهن ما را به سوی تمدن بزرگ ببرد، که طبق گفته شما و نوشتار خود اوفقط سه سال وقت لازم داشت، بوده ايد يا خير؟ اما به ياد دارم درمصاحبه با اوريانا فالاچی درپاسخ به سؤال او که آيا حاضر هستيد پاره ایی از مسؤليت های خود را به شه بانو  واگذار کنيد؟ صراحتا پاسخ ميدهد زنان توانايی هيچ کاری، حتی آشپزی خوب را نيز ندارند که البته شامل شما نيز ميشده است!

کروميت روزولت مجری کودتای بيست هشت مرداد بعد از بازگشت  شاه به ايران در کاخ سعد آباد از او سپاسگزاری ميکند که تاج و تحت خود را مديون او ميّاشددر کتابی که چگونگی اجرا و موفقيت کودتا را شرح ميدهد درمورد او مینويسد. او اراده و توانايی هيچ کاری را ندارد و نميتواند تصميمی بگيرد

اما شاه دچار چنان غروری شده بود که فراموش ميکند بعد ازفرار ازايران در 25 مرداد 32 چه کسانی دوباره او را به تخت شاهی می نشانند. و بدون توجه به اين واقعيت و بی آنکه به اين مسأله بينديشد که به علت خودکامگی و ناديده گرفتن حقوق ملت ايران، محبوبيتی بين مردم ندارد،  در جلسه ساليانه اوپک در سال 52 به گفته خود، به شرکت های نفتی هشدار ميدهدکه قرارداد نفت که مقرر شده بود بعد از يک دوره 25 ساله، سه دوره 5 ساله نيز تمديد شود. و آغاز تمديد سه دوره پنج ساله نيز سال 1357 ( ژانويه سال 1979) خواهدبود. به هيچوجه آن را تمديد نخواهد کرد. در حالی که از اصل، قرار داد کنسرسيوم قراردادی ضد ملی و از نظر ملت 

ايران بر خلاف قانون بود او به خاطر کان لم يکن کردن قانون ملی شدن صنايع نفت که به تصويب مجالس شورا و سنا و توشيح خود او رسيده بود و ملت ايران تأييد حقانيت آنرا از شورای امنيت و ديوان دادگستری بين المللی گرفته بود، به دستور و خواست چرچيل و آيزنهاور قرارداد تحميلی کنسر سيوم را به تصويب مجلسين رسانيد و خواست مردم ايران را ناديده گرفت و نخست وزير مردمی ايران را زندانی و سپس تا آخر عمر محکوم به حبس خانگی مينمايد، و حتی بعد از درگذشت او نيز مانع برگذاری مجلس ترحيم او ميشود در پيشگاه ملت ايران محکوم ميباشد.

بر اساس همين عمل کرد بدون پشتوانه ملی بود که درژانويه 1979 به درخواست ژيسکار ديستن رئيس جمهور فرانسه که کشور او نيز پنج درصد از سهم کنسرسيوم را داشت، جلسه ای در جزيره گوآدلوپ با شرکت ژيسکار ديستن رئيس جمهور فرانسه، نخست وزيران آلمان، انگليس و کارتر رئيس جمهور امريکا تشکيل ميشود که پس  از چهار روز (ششم ژانويه) سايروس ونس وزير امور خارجه امريکا در جلسه مطبوعاتی اعلام ميدارد دوره سياست گذاری شاه به پايان رسيده است..
 
نتيجه جلسه کنفرانس گوآدلوپ اين بود که ژنرال هاويزر بدون اينکه دولت ايران  از اعزام او به ايران آگاهی داشته باشد، برای ترتيب دادن مقدمات اخراج شاه به ايران ميآيد. و به دستور او در 22 بهمن با سعايت فردوست دوست صميمی شاه، قره باغی رئيس ستاد و حبيب الهی فرمانده نيروی دريايی اعلام بی طرفی ارتش به امضای سران بلند پايه ارتش ميرسد. و طرح  پايان دادن مأموريت شاه بود که اطرافيان مزدور و جاسوس شاه به او تحميل کردند که درخواست اخراج خمينی ازعراق را از صدام حسين بنمايد، درحالی که با بيماری شاه او نه اراده ونه اجازه مخالفت با آن را ميتوانست داشته باشد.

لزومی نمی بينم بگويم که به سبب خودکامگی  و خرافاتی بودن شاه بود که اکثريت مردم ايران نتوانستند از عمل کرد روحانيون و نقش آنها  در روند تاريخ ايران آگاه شوند. شاه بود که از شکل گيری و تشکيل هر سازمان سکولار و يا انتشار هرکتاب و نشريه ای که در آن سخنی از مردم و حق مردم بود جلوگيری ميکرد، اما کتاب هايی چون حلية المتقين و بهار الانوار و حتی توضيح المسايل خمينی فراوان در کتاب فروشی های خيابان ناصرخسرو و مسجد شاه وشهرستان ها و حتی روستا های ايران به قيمت های بسيار ارزان در اختيار توده عامی قرار ميگرفت تا مغزهای آنها را از خرافات انباشته سازند.

چه کسی در 1330 نخستين کودتا را با کمک امام چمعه تهران که در کردستان سنی مذهب به نمايندگی مجلس منصوب شد بود، بادستياری 40 نماينده  بدون حد نصاب برای رأی گيری، قوام را به نخست وزيری رسانيد و با کشتار 73 نفر در تهران و شهرهای بزرگ کشور ميخواست پيش از اين که رأی دادگاه بين المللی لاهه به نفع ايران صادر شود، دولت عرضحال خود را از دادگاه لاهه باز پس گيرد؟

نميدانم آيا آگاه هستيد عليرغم ستمی که شاه نسبت به همراهان و پشتيبانان دکتر مصدق می نمود، درخرداد سال 1356 سه نفر از رهبران ملی گرای ايران دکتر سنجابی، دکتر بختيار و داريوش فروهر نامه ای به شاه می نويسند و خطر سقوط و شورش های کوری را که چندان دور نخواهند بودبه او يادآور میشوند، اما اوچه ميکند؟ دستور بازداشت و زندانی شدن آنها را ميدهد. و خود خواسته يا ندانسته کشور را در مسير منجلابی قرار ميدهد که هنوز ميهن ما برای رهايی از آن تلاش ميکند، اما متأسفانه خانم فرح پهلوی هنوز در تلاش است که شاه را از اشتباهات و نابخردی هايی که مرتکب شده است تبرئه سازد.

نظام جمهوری يا سلطنتی، بايد در يک همه پرسی توسط ملت ايران که شامل تمام اقوام ملت ايران ميباشد تعيين گردد. هيچ گروه يا سازمانی نميتواند و نبايد آنها را مکلف سازدچه نظامی را بايد انتخاب کنند. اگر پهلوی ها وسخن گويان رنگارنگ آنها کوچکترين علاقه ای نسبت به ايران و ملت ايران دارند بايد در کنار ساير آزاديخواهان و دلسوزان  ميهن قرار گيرند تا مشترکا زير شعار واحد رهايی ايران از نظام های خودکامه همه توان خود را بکار گيرند. 

در افواه چنين شايع است که در روزهای آينده همايش مشروطه خواهان در کاليفرنيا تشکيل ميگردد، که ميتواند نمايانگر صداقت آنها در تلاش برای رهايی ميهن باشد. و راهنمايی برای رضا پهلوی که ديگر از افرادی چون سانتروم يا اسرائيل درخواست ياری ننمايد.