Text Box: بينش رهبر
مسؤلان بايد با جديت در سياست کنترل جمعيت تجديد نظر کنند!

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، خامنه‌ای در ديدار با مسؤلان و کارگزاران نظام اظهار ميدارد آرمان خواهی توام با واقع ‌بينی لازم ملزوم يکديگر ميباشند بنابراين ضروری است که ترکيب آرمانگرايی با واقعيات در نظر گرفته شود، در واقع حرکت مجاهدانه در چارچوب تدبير است که لازمه آن، آگاهی عموم مردم، دست ‌اندرکاران و همدلی و همراهی در همه عرصه ‌ها ميباشد.

به عنوان مثال چالش ‌هايی که نظام اسلامی از ابتدای پيروزی انقلاب تاکنون با آن روبرو بوده است، از جمله ترورها، شورش ‌های قومی، جنگ تحميلی ۸ ساله، تحريم‌ های پی ‌درپی، قضايای تير سال ۷۸ و ا های سال ۸۸ که نظام اسلامی از همه اين چالش ‌ها با موفقيت عبور کرده و در هر دوره نسبت به دوره قبل توانمندتر و قوی‌تر شده است به سبب ظزفيت و توانايی های عظيم ملت ايران بوده است. 


عبور موفقيت ‌آميز از پيچ‌ های تند و گردنه ‌های سختی که مسير حرکت رو به جلو نظام اسلامی را حفظ کرده است ترکيب آرمانگرايی با واقع‌ بينی و نگاه صحيح به توانايی ‌ها و ظرفيت ‌های کشور و ملت بوده است.


عقيده برخی افراد اين هست که می‌گويند آرمان ‌گرايی با واقع‌ بينی نمی‌سازد، درحالی که  بسياری از آرمان ‌های انقلاب جزو مطالبات مردم  بوده و ميباشد و به همين علت آرمان گرايی از واقعيات مسلم و عينی جامعه محسوب می‌شود.

عزت ملی، زندگی ايمان مدار، مشارکت در مديريت کشور، پيشرفت همه‌ جانبه، استقلال اقتصادی  سياسی و برخورداری از آبروی بين‌المللی از مطالبات واقعی مردم ميباشند.. اين خواسته‌ های ملت دقيقاً در جهت آرمان ‌های انقلاب است و نشان می‌دهد که آرمان‌گرايی با واقع بينی‌منافاتی ندارد.


اما  آرمان‌گرايی بدون توجه به واقعيات و بدون به کارگيری ساز و کارهای منطقی و معقول فکری خيال ‌پردازانه است، برای اين که آرمان ‌ها در حد شعار باقی نمانند بايد مسؤلان و مردم آن‌ ها را به صورت منطقی و متين پيگيری کنند.
ناديده گرفتن واقعيات جامعه باعث اشتباه در قضاوت و خطا در انتخاب مسير ميباشد بنابراين بايد براساس واقعيات، حرکات خود را تنظيم کنيم و در اين مسير، مراقبت از لغزش ‌ها و لغزشگاه ‌ها بسيار مهم است.


دشمنان انقلاب و اسلام سعی می‌کنند با واقعيت ‌سازی و واقعيت نمايی، مسؤلان و مردم را دچار خطا در محاسبات کنند. بدين جهت اگر اسير اين واقعيت نمايی شويم و در محاسبه توان خود و يا دشمن خطا کنيم راه را اشتباه خواهيم رفت. دراين راستا بايد بگويم که دلبستگی به دنيا وضعف ‌های نفسانی  لغزش گاه‌ هايی هنستند که درهنگام محاسبه واقعيات وانتخاب مسير، ايجاد خطا می‌کند. ازاينروتکيه بر بخشی ازواقعيات و نديدن همه مسائل واقعی درکنار يکديگر، لغزشگاه ديگری است که بايد مراقب آن بود.


ملاحظه همه واقعيات کشور در کنار يکديگر ، باعث اميدواری فراوان است زيرا اين واقعيات نشان ميدهند که اگر چه راه ملت ايران به سوی آرمان ‌ها، ‌ دارای چالش است اما در اين راه بن بستی وجود ندارد.


دشمنان انقلاب برای بن بست نشان دادن راه ملت ايران به صراحت می‌گويند بايد با تشديد فشارها و تحريم‌ها، مسؤلان ايران را وادار کرد که در محاسبات خود تجديد نظر کنند اما ملاحظه واقعيات باعث می ‌شود که ما نه تنها در محاسبات خود تجديد نظر نکنيم بلکه با اطمينان بيشتر به راه مورد نظر ملت ادامه دهيم! در اين راستا مقابله چند دولت مستکبر با جمهوری اسلامی و فشارهای روزافزون و پيچيده آن ‌ها واقعيتی است که نبايد ناديده گرفته شوند. اين ‌ چند دولت مستکبر که دارای توانايی‌ های سياسی و اقتصادی و رسانه‌ يی هستند با دستگاه رسانه ‌يی و تبليغاتی انصافاً قوی خود، سعی می‌کنند که خود را جامعه بين‌المللی جا بزنند اما اين واقعيت ندارد. البته اين چند دولت زورگو، سياه لشگر هم دارند اما اگر دست  حمايت آمريکا از اين سياه لشکرها برداشته شود آن‌ ها صفر هستند و در محاسبات جهانی اصولاً به حساب نمی‌آيند.


واقعيت ديگر اين است که دشمنی اين چند دولت مستکبر با نظام اسلامی به اصل نظام بر می گردد اما آن ‌ها تلاش می‌کنند که علت مقابله با ملت ايران را، مساله هسته ‌يی و دفاع از حقوق بشر جلوه دهند.


هرچند با پرونده بسيار سياه آمريکا، صهيونيزم، انگليس و ديگر مستکبران در زمينه حقوق بشر، هيچکس اين دروغ‌ های آن‌ها را باور نمی‌کند.

واقعيت اين است که انقلاب اسلامی ملت ايران، اين کشور مهم را از چنگ مستکبران درآورده است و موجب انگيزه و بيداری رو به گسترش در جهان اسلام شده است و به همين علت آن‌ ها سعی می‌کنند با ضربه زدن به جمهوری اسلامی، به ديگران درس عبرت بدهند تا بدنبال چنين الگويی نروند.

در برهه‌ای، کشتی‌های ايران در خليج فارس هدف حمله قرار می‌گرفت و يا پايانه‌ های نفتی و مراکز صنعتی در زير چتر بمباران دشمن بود اما امروز بدخواهان نظام اسلامی جرأت نزديک شدن به ايران را ندارند.


افزايش توانمندی و اعتماد به نفس نظام اسلامی در مقابله با تهديدها يکی ديگر از واقعيات است.  واقعيت ديگر اين است که جبهه مقابل نظام اسلامی به رهبری آمريکا و صهيونيزم در مقايسه با گذشته به مراتب ضعيف تر شده است.


افزايش تهديد پذيری رژيم صهيونيستی بعد ازحوادث و انقلابهای منطقه، شکست ‌های رژيم صهيونيستی در جنگ های ۳۳ روزه لبنان و ۲۲ روزه غزه، سرنوشت آمريکا در عراق، مشکلات فزاينده و تمام نشدنی آمريکا در افغانستان، و شکست آمريکا در سياستهای خاورميانه يی خود، نمونه های عينی از ضعف روز افزون جبهه مقابل است.


خطر جدی بحران اقتصادی در اتحاديه اروپا و منطقه يورو، بی ثباتی در چندين کشور اروپايی و سقوط چند دولت اروپايی، کسری بودجه بالا در آمريکا و شکل گيری جنبش نود و نه درصدی، حوادث مهمی هستند که نبايد از آنها غافل شد. مشکلات اقتصادی کشور های غربی با مشکلات اقتصادی کشور ما تفاوت اساسی دارد زيرا مشکلات ما همانند مشکلات گروه کوهنوردی است که در حال حرکت به سمت قله، دچار مشکلاتی می‌شود اما حرکتش همچنان ادامه دارد در حالی که مشکلات اقتصادی غرب همانند اتوبوسی است که در زير بهمن مانده است. ضمننا توانايی ‌های افزايش يافته نظام اسلامی از جمله واقعيات بسيار مهم است.

نيروی انسانی و جمعيت ۷۵ ميليونی به ويژه جمعيت جوان، پرنشاط و تحصيل کرده يکی از واقعيات و نقاط قوت اساسی کشور است که از عوامل مهم پيشرفت نيز به شمار می‌رود.


در اوائل دهه هفتاد سياست طرح کنترل جمعيت بنابر مصالحی، صحيح بود اما ادامه آن در سال‌های بعد خطا بوده است. بررسی‌های علمی و کارشناسی نشان می‌دهد که اگر سياست کنترل جمعيت ادامه پيدا کند، به تدريج دچار پيری و در نهايت کاهش جمعيت خواهيم شد، بنابراين مسوولان بايد با جديت در سياست کنترل جمعيت تجديد نظر کنند و صاحبان رسانه و تريبون از جمله روحانيون در جهت فرهنگ ‌سازی اين موضوع اقدام کنند.


در دوره‌ای که ادبيات مسؤلان ما آميخته به تملق‌گويی از غرب و آمريکا شد، فردی که مجسمه شرارت بود، به خود اجازه داد که جمهوری اسلامی ايران را محور شرارت معرفی کند.


غربی‌ ها در آن دوره آن ‌قدر گستاخ شدند که حتی هنگامی که مسؤلان ما به سه سانتريفيوژ قانع شده بودند، آنها مخالفت کردند اما امروز ۱۱ هزار سانتريفيوژ در کشور فعال است. اگر آن عقب ‌نشينی‌ها ادامه پيدا می‌کرد قطعا امروز از پيشرفت‌های هسته‌يی و نشاط و ابتکار علمی در کشور خبری نبود. فشارهای اقتصادی کنونی بر ضد نظام اسلامی، همچون گذرگاه و برهه‌ای است که کشور از آن عبور خواهد کرد زيرا ادامه طولانی مدت آن به نفع کشورهای غربی نيست.


آمريکا و رژيم صهيونيستی تنها نفع برندگان از فشار بر جمهوری اسلامی ميباشند و بقيه کشورهايی که وارد ماجرا شده اند، با زور فشار و يا رودر بايستی بوده است و اين شرايط ادامه پيدا نخواهد کرد. همه واقعيات نشان می‌دهد که بايد با توکل بر خدا، افزايش خطرپذيری، استفاده از تدبير و درايت، راه مقاومت را ادامه داد. موقعيت امروز ما، موقعيت بدر و خيبر است، بنابراين بايد به مسائل کشور با اين ديد و با ترکيبی از آرمان ‌ها و واقعيت ‌های تشويق کننده نگريسته شود. هدف دشمن از فشارهای اقتصادی در شرايط کنونی، لطمه زدن به رشد و رفاه ملی و ايجاد مشکل برای مردم به منظور دلسرد و جدا کردن آنان از نظام اسلامی است.


از چند سال قبل مشخص بود که طراحی دشمن بر اقتصاد کشور متمرکز شده است و بر همين اساس شعارهای سال‌ های اخير همچون اصلاح الگوی مصرف، همت مضاعف،‌ کار مضاعف، جهاداقتصادی و توليد ملی و حمايت از کار و سرمايه ايرانی به عنوان حلقه ‌هايی برای ايجاد يک منظومه اقتصادی مطرح شد تا حرکت عمومی کشور در عرصه اقتصادی ساماندهی شود.

مردمی کردن اقتصاد با اجرای سياست ‌های کلی اصل ۴۴ و توانمندسازی بخش خصوصی، کاهش وابستگی به نفت، مديريت مصرف، استفاده حداکثری از زمان، منابع و امکانات، و حرکت براساس برنامه و پرهيز از تغيير ناگهانی قوانين و سياست ‌ها از ارکان اقتصاد مقاومتی به شمار می‌روند. امروز تعادل در مصرف يک حرکت جهادی است و همه دستگاه ‌های دولتی و غيردولتی و همچنين آحاد مردم بايد موضوع پرهيز از اسراف و استفاده از توليدات داخلی را جدی بگيرند.

ملت خوشبختانه متحد است و شما بايد با پرهيز از اختلافات بی ‌فايده و رسانه ‌يی کردن اين اختلاف از اتحاد ملت صيانت کنيد. متهم کردن متقابل سه قوه بسيار مضر است و مسوولان هم بدانند که اين کارها در بين مردم برای آنان هيچ‌گونه آبرو و وجهه‌ای ايجاد نمی‌کند. واقعيت اين است که مشکلات وجود دارد اما نبايد آن‌ها را گردن اين و آن انداخت بلکه بايد با وحدت و تدبير آن‌ها را حل کرد و اين کار، حتماً شدنی و امکان ‌پذير است