Text Box:  نظام ولايی، خانه ای بی در و پيکر

رخدادهای هفته گذشته، به نعل و به ميخ زدن رهبر درسخنرانی سيزده آبان بعد ازدوهفته تمرين پنهانی، نصب و جمع آوری تابلو های شعارهای از رونق افتاده، سخنرانی های امام های جمعه، پخش سرودهای انقلابی از رمق افتاده دهه پتجاه و شصت و بالاخره نمايش بازی کودکان دبستانی در خيابان های تهران، با سخنرانی آقا جليلی در آخرين دقايق نمايش، نوحه سرايی و اشک ريزی پاسداران که در کسوت لباس شخصی ها در نمايش سيزده آبان، نمونه مجموعه ای از درهم ريختگی نظام ولايی را نشان ميدهند.
خاطره نوشيدن جام زهرخمينی با توجه به بن بست جنگ که عليرغم صد ها هزار کشته و معلول، ويرانی زير بناهای اقتصادی، و عدم برگذاری نماز جماعت در کربلا، و سقوط هواپيمای مسافری ايران  اير، و مرگ همه سرنشينان آن، بدنبال سکوت چند روزه خمينی، رهبر انقلاب پس از هشت سال جنگ که مردم ايران هنوز از فجايع آن آزاد نشده اند، مبادرت به نوشيدن جام زهر می نمايد.  به دنبال نوشيدن جام رهر، برای انحراف اذهان مردم ايران که درد وناراحتی فاجعه بزرگی را در سينه داشتند، و  هنوز آثار آن از خاطره ها زدوده نشده بود و قربانيان سلاح های شيميايی عراق در بيمارستان ها بستری بودند. کشتار وحشيانه جوانان وطن با محاکمه چند ثانيه ای کمينه مرگ که اکنون دادستان  آن  به مقام وزارت دادگستری دولت روحانی تحميل گرديده است. 
سالها پس از نوشيدن آن جام زهر وبعد ازسالها کش و قوس درمورد فعاليت های اتمی وهدر رفتن ميليارد ها دلار ازمنابع ملت ايران که می توانست اثرات مثبتی درزندگی روزانه مردم داشته باشد، با اين توهم که داشتن سلاح هسته ای ميتواند تضمين کننده وپايدار دارنده فرمانروايی نظام ولايی باشد وآقای خامنه ای در رأس آن قرار داشته باشد. اما اين توهم شرايطی را به وجود آورده که رهبر ناچار به زدودن اين توهم از افکار شهروندان گرديد. همان کسی که در سال 88 دشنه داران و سلاخان را برای بازداشتن معترضين به کودتا بخيابانها گسيل ميدارد، با عنوان پردازش "حماسه مردمی" پروژه مهندسی سال 88 را با درخواست از مردم برای شرکت در انتخابات تغيير ميدهد.
اما عقب نشينی ظاهری خامنه ای ازروش خودکامگی، که در دوره بيست ساله فرمانروايی مطلق خود از آن برخوردار بود را هنوز نميتواند تغيير دهد. او بخوبی ميداند که نظر مردم درباره او چه ميباشد. هر چند او با کشتار معترضين درسال 88  به قول خود توانست "فـتنه" را خاموش سازد، اما آرای مردم در سال 92 به روحانی، در برابر کانديدا های او، و عدم شرکت بيش از 30% از واجدين شرايط در انتخابات پاسخی بود به او  که قتل وکشتار نمیتواند تضمين کننده ظلم، خودکامگی وبی توجهی به زيست مردم باشد. اما عليرغم "عقب نشينی قهرمانه" برای مخفی کردن جام زهری که ميخواهد بنوشد، همچون رهبرخود برای انحراف مردم از نوشيدن جام زهر، سناريوی کشتار دهه شصت را تغيير ميدهد و دامنه آن را از تهران به استانهای مختلف کشور گسترده ميکند.
در ده روز اخيز بار ديگر کميته مرگ 42 نفر از مردم ايران را به بهانه های مختلف در شهر های گوناگون اعدام نموده است. احتمالا اين سلاخی هنوز ادامه خواهد داشت، زيرا هنوز هزاران نفر زندانی سياسی به بهانه هايی که ساخته دستگاه های اطلاعاتی وامنيتی و قضايی است که مستقيما از آقای خامنه ای دستور ميگيرند، در زندان ها هستند که ميتوانند شکارهای آينده باشند.
سخنان آقای خامنه و تناقض گويی های او و منتخبين او که رئيس جمهور را تدارکاتچی رهبر تصور ميکنند، نشانه بی اطلاعی آنها از چگونگی روند سياست بين المللی ميباشد. نمايش 13 آبان و شعارها و پوستر هايی که در دست کودکان دبستانی و دبيرستانی بود، نمونه ازبی اطلاعی رهبر و کسانی است که گرد او حلقه زده اند، و نميدانند چگونه با جان ميليونها ايرانی بازی مرگ ميکنند. آنها تصور می کنند که با نعره زدن و اهانت به مقامات ذی نفوذ جهانی خود را نيرومند نشان ميدهند. 
تناقض گويی های خامنه ای در روزهای اخيرهمچون کل اجزاء نظام ناشی از آشفتگی و بی سياستی کل نظام ميباشد که نبايد غير عادی باشد. درحالی که هنوز ميگويد "امريکا هيچ غلطی نمیتواند بکند" خطاب به ولايت مدارنی که با الهام از خود او درکار دولت اخلال می کنند، توصيه می کند مذاکره بايد انجام شود. "تيم مذاکره کننده فرزندان انقلاب و مأمورين جمهوری اسلامی هستند که نيايد مورد توهين قرار گيرند. اما من به مذاکره با امريکا اعتماد ندارم،  اگرميخواهند مذاکره کنند؟ بکنند. هرچند من خوشبين نيستم. معنی اين گفته آيا دادن چراغ سبز به جيره خواران خوان غارت مردم نميباشد که سم پاشی را ادامه دهند؟
عليرغم اظهار بدبینی نسبت به آمریکا و ادعای توانايی های نظام اسلامی، به مذاکره کنندگان اجازه ميدهد در مذاکرات معتدل باشند، برای اينکه مردم تصور نکنند که او در برابر امريکايی که به قول او هيچ غلطی نميتواند بکند، عقب نشينی ازمواضع سابق خودرا "نرمش قهرمانانه" ميخواند. اما برای اينکه اين تصور را در آنهايی که هنوزاعتقاد خود را نسبت به او از دست نداده و مشکلاتی را که درنتيجه برنامه های هسته ای اوبرای مردم به وجود آمده ناشی از عدم بينش و ناکارآمدی مديريت او ندانند ميگويد " اين خطا است اگرخيال کنيم که دعوای آمريکا باما سرقصه هسته ای است، نه! قصه هسته ای بهانه است. فرض کنيد جمهوری اسلامی عقب نشينی کرد، همانرا که آنها ميخواهند، خيال نکنيد مسأله تمام خواهد شد."
اگر به روی ديگر مسأله نگاه کنيم خواهيم ديد، نتانياهو نيز مخالف حل مشکل برنامه هسته ای و لغو تحريم ها ميباشد. آتويی که "آيپاک" طرفداران اسرائيل برای فشار به کابينه اوباما که مخالف جنگ و درگيری برای رفع مشکل برنامه هسته ای ايران است و تمام تلاش خود را به کار ميگيرد تا آنرا با روشهای ديپلماتيک و بدون درگيری حل کند، مخالفين حل مسالمت جويانه مشکلات فی مابين ايران با جوامع مؤثر در سياست های جهانی، گروهی که کوس رسوايی آنها اينروز ها در ايران بر سر هربازاری شنيده ميشود به ياری نتانيايو شتافته، آتوی مورد نظر او را در اختيار او قرار ميدهند.
نتانياهو با اشاره به سناريوی اجرا شده توسط کسانی که خود را ولايتمدار ميدانند، در روز 13 آبان در ایران، از امریکا ميخواهند از لغو تحریم ها صرفنظر کند. و درمورد مذاکرات روز پنجشنبه در ژنو ميگويد "گروه 1+5 هنگام مذاکره با ایران شعارهای مرگ بر آمریکا در روز اشغال سفارت امریکا را فراموش نکنند و یک گام از تحریم ها عقب نشینی ننمايند. زيرا ایران واقعی همین است که در روز 13 آبان در خیابان ها دیده شده است.
سخنان نتانياهو ونمايشات 13 آبان در تهران را رسانه های اسرائيلی ووابسته به اسرائيل به طور کامل در سراسر جهان به نمايش گذارده اند. و مدعی شده اند که حسن روحانی نيز بخشی از نظام ايران است که نبايد ما را فريب دهد. و آقای خامنه ای با جمله ای ديگری که به جهانيان ثابت کند که  سياست ضد اسرائيلی دوره احمدی نژاد هنوز وجود دارد ميگويد: "ما از روز اول گفتيم، امروز هم میگوييم، بعد از اين هم خواهيم گفت "ما رژيم صهيوئنيستی را يک رژيم نامشروع و حرامزاده ميدانيم".
چه کسی و با چه هزينه ای ميتوانست چنين راحت تبليغ مورد نياز نتانياهو را در اختيار او قرار دهد؟ در زمانی که نتانياهو رسما اعلام ميکند: " ما با اعراب سعودی در مورد ايران هم عقيده ميباشيم" و آقای خامنه ای با اين سخنان خود مهر تأييد برآن میگذارد، و به اين ترتيب علاوه بر اينکه سعودی ها را تشويق ميکنددر کنار اسرائيل قرارگرفته درمورد مذاکره امريکا با ايران اشکال تراشی کند، اعراب شيعه در سرزمين های عربی را نيز بيشتر زير فشار قرار خواهد داد.
در پايان نيزادعا ميکند: "امروز جمهوری اسلامی هم سلاح دارد، هم پول دارد، هم علم دارد، هم فناوری دارد، هم قدرت ساخت دارد، هم اعتباربين المللی دارد، علاوه برآن ميليون ها جوان آماده به کار داريم و اصلا قابل مقايسه با سی سال پيش نيستيم".
با توجه به اين فرمايشات رهبر چنين دو عامل را بايد استنباط کرد، يا اعضای بيت رهبری و تدوين کنندگان سياست های رهبر کسانی هستند که واقعيات را در اختيار رهبر قرار نميدهند، و يا خود رهبر بدون مشورت با کسانی بر اساس قانون اساسی که بر مبنای آن ( اصل يکصد و نهم ) آقای خامنه ای به مقام رهبری کشوری با وسعت بيش از شانزده ميليون کيلو متر مربع و برخورداری از  منابع نفت، کانی و دومين منابع گاز جهان و هفتاد و پنج ميليون شهروندکه رهبری بايد "برخوردار از بينش سياسی و اجتماعی، تدبير، شجاعت و مديريت و قدرت کافی برای رهبری باشد" خود تدوين کننده سياست های کشور ميباشد، دراين صورت آيا نبايد آگاهی داشته باشد که ميليون ها جوان تخصيل کرده بيکار هستند،  65% ازدواج ها به علت فقر و بيکاری و تورم منجر به طلاق ميگردند، ورشکستی اقتصادی و اخلاقی. و در سطح بين المللی جز چند کشور که منحصرا برای تحميل قرار دادهای استعماری و همچنين مرکزی برای فروش کالا های فاسد خود (چين و روسيه) و کشوری چون سوريه که رئيس جمهور آن در دو سال گذشته بيش ازصد هزار نفر از شهروندان خود را قتل عام نموده، دارای روابط سياسی ظاهرا دوستانه  داشته باشند.
هفدهم آبان هزار سيصد نود دو